|
بنام خدایی که هر چه دارم از اوست، خدایی که هر چه از او بگویم کم است، خدایی که با تمام جان و دل دوستش دارم. سلام،سلام بر شهیدان، شهیدانی که نام و نشانی از خود نگذاشتند و عاشقانه در هوای معبود،خدای عشاق به پرواز در آمدند و من اکنون در حسرت این پرواز خود را به دیوار قفس می کوبم تا شاید در باز شود و من رها... سلام بر مادر و پدرم... و سلام به شما مخاطب محترم که قدم رنجه فرمودید و به کلبه درویشی این حقیر سری زدید.توی این دو هفته خیلی فکر کردم که چی بنویسم و از کی،ازکجا؟ به قول جناب آقای اصفهانی :از کجا باید شروع کرد قصه ی عشق دوباره...دو به شکم که آیا بعضی از رازها باید گفته بشه که اگر بشه دیگه راز نمی شه! در شرایط نه چندان مناسب فعلی که دیگر جانی در بدن ندارم با خستگی بیش از حد فقط می نویسم.شاید این نوشته ها قسمتی از مشق پرواز باشد،پرواز در هوایی که تنفس در آن هنر می خواهد،هنری با نام زندگی یا به زبان شما سبک زندگی.در کلام راحت است، در عمل سخت نیست اما به راحتی کلام هم نیست. یادم میاد جلسه اول زمانیکه استاد به کلاس تشریف آوردند پیرامون روش کار صحبتهایی به میان آمد و نظراتی رد و بدل شد.از صحبت کردن استاد و انتقادهای بچه ها شاید این تصور می شد این کلاس با روشهای تدریسش کلاس سخت و دشواری باشد ولی من شخصا از این تیپ اساتید و این چنین کلاسهایی لذت می برم. کلاسی با روش کاملا دانشجویی که خوراک من است.اول کلاس استاد مقداری از خود و روش کارش صحبت کرد، وظایف دانشجو را ریز به ریز توضیح دادو گفت که در این ترم و ترمهای بعد چه کارهایی باید انجام دهیم. چند تا از این کارهای به اصطلاح سخت استاد شامل ایجاد وبلاگ، سر زدن به وبلاگ آموزشی استاد، ایجاد پست الکترونیک،نوشتن منظم در وبلاگ درباره تجربه زیستن و چگونگی تبدیل آن به دانش. اینکه هر جلسه باید وبلاگ را up to date کنیم و گزارش آن را به خانم علی mail کنیم و از این جور کارها. به عقیده من این کارها اصلا دشوار نیست و توانمندیهای ابتدائی از سواد رایانه است که هر کسی که در دنیای کنونی زندگی می کند باید برای گذران زندگی آنها را اخذ کند. اما نقد من به این کارها که مشکل اساسی خودم است کیفیت کار است. اگر قرار است فقط متنی به دور از تفکر و به منظور نمره گرفتن و از سر باز کردن بنویسم و در وبلاگ قرار دهم کاری ندارد ولی از آنجا که من دانشجویم و طبق جایگاهم انتظاراتی از نقش دانشجویی من وجود دارد، برای من کیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است چه برسد برای استاد. و رسیدن به این کیفیت مستلزم زمان بندی و برنامه ریزی بسیار دقیق است. و من در این مورد به شدت با کمبود زمان مواجه هستم و این دغدغه اصلی من است(اکنون من در حسرت خوب درس خواندن تلاش می کنم.) ولی با این حال تمام تلاش خودم را به منظور انجام فعالیتهای با کیفیت تحت مدیریت قوی انجام می دهم.از دیگر صحبتهایی که در جلسه اول رد و بدل گردید، حضور بموقع در کلاس، نقد کتاب، شیوه امتحان، مشارکت در بحثها و ارائه بموقع فعالیتها بود. جالب اینست که یکی از افرادی که توسط استاد به منظور تصدی یکی از امور کلاسی انتخاب گردید بنده بودم که من هم با توجه به مشکل اصلی ام یعنی زمان از انجام این کار سر باز زدم و این موجبات توپ و تشرهای استاد را فراهم نمود.دانشجویی که رایانه بلد نیست و دانشجویی که وقت نداره و... خلاصه چشمتون روز بد نبینه، جایگاه دانشجویی با چنین شرایطی زیر سوال رفت.( البته خیلی خوبه که ما از این طرق نقاط ضعف را شناسائی و برای رسیدن به اهداف روشن در آینده دور خیز کنیم.) بعد از این صحبتها سوالی از استاد پرسیدم: هدف در این کلاس و هر درسی چیست؟ ما در این درس دنبال چه هستیم؟ استاد با تشویق باریکلا(آفرین) گفت سوال خوبی است و بعد ما را برای پیدا کردن پاسخ به وبلاگش مرجوع کرد.اینجا بود که جرقه شروع درس زده شد: در کلاس باید مجهز به دیدگاه انسان شناسانه شویم. یک بینش انسان شناختی، یک تصور، یک تخیل، یک دیدگاه... و ادامه درس با یک سوال مهمتر: ما دنبال چه هستیم؟ بعد شروع شد، صحبت از عالمان در آموزش عالی و مهمترین چیزهایی که یک دانشجو باید کسب کند: شایستگی های کانونی یا به تعبیر بنده عناصر حیات دانشجو یعنی بینش، دانش و مهارت. و این روند به گونه ای صورت می گیرد که در پایان دوره دانش آموختگی تغییراتی در این بینشها،دانشها و مهارتها بوجود آید.بعد استاد طریقه بدست آمدن این 3 مورد را به 2 دسته تقسیم نمود و توضیحاتی درباره هر کدام. بعد از توضیحات فراوان بحث به جاهای باریک کشیده شد." سواد لیسانس" چیزی که در این دوره و زمانه کم پیدا می شود.باسواد لیسانس که کم باشه ببینید فوق لیسانس و دکتری چه وضعی دارند.حالا سواد لیسانس چیه؟ بماند که استاد در 6 مورد آن را دسته بندی نمود و توضیحاتی درباره آن ارائه کرد.که این 6 مورد عبارتند از: سواد رایانه ای، سواد یارانه ای حرفه ای، زبان حرفه ای، ارائه دانشی که یاد می گیرید، تفکر انتقادی و طبقه بندی. اگر عمری باقی ماند برای هفته آینده توضیحات مفصل این مطالب را در وبلاگ ارائه می کنم. همگی را به خدای مهربان می سپارم.
+
نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 22:23 توسط احسان
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
پیوندها
مردی موفق و استاد بسیار دوست داشتنی
آموزش و پرورش منطقه یک شبکه ملی مدارس ایران (رشد) همان مرد موفق و استاد دوست داشتنی گروه مطالعاتی انجمن جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی انجمن جامعه شناسی ایران انجمن انسان شناسی ایران انسان شناسی در دنیای امروز پرتال انسان شناسی ایران مرکز آمار ایران اطلاع رسانی نیروی انتظامی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران انجمن روانشناسی ایران مجله مطالعات فرهنگی و تاریخی مجله کانادائی جامعه شناسی مجله جامعه شناسی معاصر مجله آمریکایی جامعه شناسی ژورنال مطالعات فرهنگی فصل نو (مجله اینترنتی علوم اجتماعی) سایت جستجوی مقالات جامعه شناسی ایران جامعه شناسان بدون مرز- ایران گروه مطالعاتی فلسفه علم انجمن جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی پایگاه اسلامی- شیعی رشد yahoo blogfa درج تصویر در وبلاگ پیوندهای روزانه
و دوباره زندگی( اون یکی خونه من ) با نگاهشون به مسائل همیشه منو متعجب می کنن. کفشهای پاره ی یه همکلاسی یه دوست یه دانش آموز مهربون(م م م) او خودش استاد ربودن بود آقا مرتضی اگه نبودی ما باید چه کار می کردیم در جستجوی نور این پادگان بی باکری دیگر صفا ندارد با نگاه آخرینش خنده کرد سلام بر حاج محسن، یل تخریب ارزش دیدن دارد دقت را از ایشان یاد بگیرید عطر قلم از زندگی متفکر بخند و لذت ببر و فکر کن آرشیو پیوندهای روزانه آرشیو
هفته دوم اسفند 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 آخرین نوشته ها
|
